مرتضى مطهرى
540
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه نيست ، پس چگونه است ؟ پاسخ شبههء معدوم مطلق در اينجا تقريبا مىشود گفت كه در مجموع دو جواب دادهاند : 1 . جواب قدماى فلاسفهء اسلامى : يك جواب همين است كه قدماى فلاسفهء اسلامى گفتهاند . فلاسفهء معاصر غرب هم تقريبا بيشتر تكيهشان روى همين جواب است كه به تعبير قدما همان مسألهء قضاياى بتّيّه و غير بتّيّه مىشود و آن اين است كه اين جور قضايا در واقع به نوعى قضيهء شرطيه برمىگردد ؛ يعنى در اينجا كه مىگوييم از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، نمىخواهيم بگوييم از اين مفهومى كه الآن به عنوان معدوم مطلق در ذهن تصور كردهايم خبر داده نمىشود ، بلكه مىخواهيم بگوييم اگر چيزى به نحوى عينيت پيدا كند كه آن چيز مصداق معدوم مطلق باشد آن چيز قابل اينكه از او خبر داده بشود نيست ؛ يعنى اين حكم ( المعدوم المطلق لا يخبر عنه ) و اين مفهومى كه در ذهن شماست ( يعنى مفهوم معدوم مطلق ) آينه قرار گرفته است براى مصاديق معدوم مطلق آن هم به نحو شرط . نمىگوييم انها الآن معدوم مطلقند و من حكم كردهام برايشان ، بلكه مىگوييم اگر چيزى به نحوى عينيت پيدا كند كه آن چيز مصداق معدوم مطلق باشد آن چيز قابل خبر دادن از او نيست . پس قضيهء ما مىشود قضيهء فرضيه . آن وقت ما اينجا يك قضيهء غير فرضى و يك قضيهء بالفعل داريم و حكم بالفعل كردهايم به اينكه « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ؛ يعنى در اينجا كه مىگوييم : « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » يك حكم بالفعل كردهايم كه اين حكم بالفعل تعلق دارد به همين مفهومى كه الآن تصور كردهايم در ذهن و آن را آينه و مرآت براى افراد قرار دادهايم . موضوعش الآن همين چيزى است كه در ذهن موجود است . اين معدوم مطلق نيست ؛ اين موجود در ذهن است . شما وقتى مىگوييد « معدوم مطلق » منظور از اين معدوم مطلق يعنى هر مصداق معدوم مطلق پس وقتى كه مىگوييد : « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » اين قضيه به اين معنى است كه هر
--> انسانى باشد آن انسان داناست ؛ يعنى اصلا عقد الوضع و تحقق موضوع مشروط باشد . استاد : حالا عرض مىكنم . اتفاقا يكى از جوابهايى كه صاحب شوارق و امثال وى دادهاند همين است . اصلا قدماى قبل از صاحب شوارق هم به همين نحو جواب مىدهند .